ماشین آلات
ماشين آلات
تشكیلات
ماشين ها، دستگاه، تشکيلات و سازمان .ماشين آلات .
ماشين ها . دستگاه . تشکيلات و سازمان
الات موتورخانه ،ماشين الات ،ماشين ها،دستگاه ،تشکيلات ،سازمانعلوم مهندسى : ماشين الاتعمران : ماشين الاتعلوم نظامى : موتورالاتعلوم دريايى : موتورخانه ناو
فرهنگ لغات عمومي
ماشین (آلات) اسباب
فرهنگ لغات رايانه
ماشین
فرهنگ لغات الکترونيک
تأسیسات ماشینی
فرهنگ لغات عمران و معماري
ماشین آلات
فرهنگ لغات مکانيک
ماشین آلات
فرهنگ لغات مهندسي صنايع
ماشین آلات، ماشین افزار، مکانیسم موتورآلات
فرهنگ لغات مديريت
دستگاه
فرهنگ لغات حقوق و فقه
دستگاه
فرهنگ لغات علوم سياسي
ماشینآلات
فرهنگ لغات مهندسي کشاورزي
ماشین آلات
مدیریت :
administration machinery
دستگاه اداری
اقتصاد :
administrative machinery
دستگاه اداری
مدیریت :
administrative machinery
دستگاه اداری
حقوق :
administrative machinery
دستگاه اجرایی
حسابداری:
administrative machinery
دستگاه اداری
مهندسی عمران و معماری:
agricultural machinery
ماشینآلات کشاورزی
علوم سیاسی:
agricultural machinery
ماشین آلات کشاورزی
کشاورزی:
agricultural machinery
ماشین آلات کشاورزی
عمومی :
association for computing machinery
بزرگترین جامعه جهانی آموزشی و علمی جهت توسعه مهارتهای فنی و صلاحیتهای حرفه ای متخصصان کامپیوتر
مهندسی کامپیوتر:
association for computing machinery
بزرگترین جامعه جهانی آموزشی و علمی جهت توسعه مهارتهای فنی و صلاحیتهای حرفه ای متخصصان کامپیوتر
مدیریت :
automatic telling machinery
دستگاه ارائه خدمات خودکار
عمومی :
auxiliary machinery
دستگاههای کمکی ، ماشینهای فرعی ماشینهای کمکی
عمومی :
building machinery
ماشین آلات ساختمانی
برق قدرت و مخابرات:
computing machinery
سیستم محاسبه
machines or machine systems collectively(n)
Synonyms: machinery
Hyponyms: enginery
grinder
mill
milling machinery
Hypernyms: machine
a system of means and activities whereby a social institution functions(n)
Synonyms: machinery
Hypernyms: scheme
system
Examples: the complex machinery of negotiation
the machinery of command labored and brought forth an order