جرم در علم فیزیک

ماه تنها قمر سیارهٔ زمین است که با بازتاباندن نور خورشید، شب‌های زمین را کمی روشن می‌کند. ماه پنجمین قمر طبیعیِ بزرگ در سامانهٔ خورشیدی در میان ۱۷۳ قمر موجود در این سامانه است. قطرِ ماه حدودِ ۳٬۵۰۰ کیلومتر است. جوّ ندارد و در پهنهٔ آن دهانه‌های برخوردی درپیِ برخوردِ سنگ‌های آسمانی پدید آمده‌است.

قطر کرهٔ ماه یک‌چهارمِ کرهٔ زمین است و هیچ سیارهٔ دیگری در سامانهٔ خورشیدی، نسبت به اندازهٔ خود، دورگردی به این بزرگی ندارد. چگالی ماه چهار پنجم چگالی زمین است.

انسان‌ها از قدیم از کرهٔ ماه و چرخش منظم آن برای گاهشماری، به‌ویژه در کشاورزی، بهره می‌گرفتند. مسافران و دریانوردان نیز از نور و حضور ماه برای جهت‌یابی و ناوبری استفاده می‌کردند؛ ماه هم‌چنین در اسطوره‌های اقوام حضور زیادی داشته و در برخی فرهنگ‌ها حتی آن را به‌عنوان یک ایزد پرستش می‌کرده‌اند. گرانش (جاذبهٔ) ماه باعث به‌وجود آمدن جزر و مد آب‌های کرهٔ زمین می‌شود. گرانش کرهٔ ماه هم‌چنین باعث باثبات ماندن محور گردش زمین به دور خود می‌شود که درصورت عدم وجود ماه، انحراف محوریِ زمین مرتباً تغییر می‌کرد و این امر باعث آشفته شدن آب‌وهوا و فصل‌ها در زمین می‌شد.

مخفف غیر رسمی megaohm در این حالت M بدون فاصله به دنبال مقدار می آید مانند 5M به جای 5000000اهم .

سيزدهمين حرف الفباي انگليسي.مرتبه دوازدهم ياسيزدهم.هر چيزي بشکل حرف M

القاگرى متقابل ،سيزدهمين حرف الفباى انگليسى ،مرتبه دوازدهم يا سيزدهم ،هر چيزى بشکل حرفکامپيوتر : علامت اختصارى مگا به معناى يک ميليونالکترونيک : مگا

فرهنگ لغات عمومي
نام حرف سیزدهم الفبای انگلیسی،القاگری متقابل،مگا،پاسخ حرکت انسان (در رورشاخ) (‎movement response)،علامت اختصاری مگا به معنای یک میلیون
فرهنگ لغات رايانه
علامت اختصاری مگا به معنای یک میلیون
فرهنگ لغات الکترونيک
مگا
فرهنگ لغات پزشکي
مگا

the basic unit of length adopted under the Systeme International d'Unites (approximately 1.094 yards)(n)

Synonyms: m meter metre

Hypernyms: metric linear unit

PartHolonyms: decimeter decimetre dm

PartMeronyms: dam decameter decametre dekameter dekametre dkm

PartMeronyms: dam decameter decametre dekameter dekametre dkm

PartMeronyms: dam decameter decametre dekameter dekametre dkm

denoting a quantity consisting of 1,000 items or units(a)

Synonyms: 1000 k m one thousand thousand

Similar: cardinal

concentration measured by the number of moles of solute per liter of solution(n)

Synonyms: m molar concentration molarity

Hypernyms: concentration

the cardinal number that is the product of 10 and 100(n)

Synonyms: 1000 chiliad g grand k m one thousand thou thousand yard

Hyponyms: millenary

Hypernyms: large integer

a unit of information equal to 1000 kilobytes or 10^6 (1,000,000) bytes(n)

Synonyms: m mb megabyte

Hypernyms: computer memory unit

PartHolonyms: k kb kilobyte

PartMeronyms: g gb gigabyte

PartMeronyms: g gb gigabyte

PartMeronyms: g gb gigabyte

a unit of information equal to 1024 kibibytes or 2^20 (1,048,576) bytes(n)

Synonyms: m mb mebibyte megabyte mib

Hypernyms: computer memory unit

PartHolonyms: k kb kib kibibyte kilobyte

PartMeronyms: g gb gib gibibyte gigabyte

PartMeronyms: g gb gib gibibyte gigabyte

PartMeronyms: g gb gib gibibyte gigabyte

the 13th letter of the Roman alphabet(n)

Synonyms: m

Hypernyms: alphabetic character letter letter of the alphabet

MemberMeronyms: latin alphabet roman alphabet