1- لنفی، لنفاوی، مروط به لنف 2- سپید رگ

لنفاوي ، لنف بر ، بلغمي ، موجد لنف .

لنفاوي . لنف بر . بلغمي . موجد لنف

لنفاوى ،لنف بر،بلغمى ،موجد لنف

فرهنگ لغات عمومي
لنف بر،لمفاتیکی،بلغمی،لنف زا،مجرای لنف
فرهنگ لغات پزشکي
‎ - 1 لنفی، لنفاوی، مربوط به لنف. ‎ - 2 سپیدرگ.

دامپزشکی :
afferent lymphatic vessels
مفصل پس سری اطلسی

of or relating to or produced by lymph(a)

Synonyms: lymphatic