قمري ، ماهي ، وابسته بماه ، ماهتابي ، کمرنگ .

قمري . ماهي . وابسته بماه . ماهتابي . کمرنگ

قمرى ،ماهى ،وابسته بماه ،ماهتابى ،کمرنگقانون ـ فقه : قمرىعلوم هوايى : قمرى

فرهنگ لغات عمومي
ماهی،وابسته به ماه،مهتابی،قمری،کمرنگ،کم،خفیف،هلالی،سیمین
فرهنگ لغات حقوق و فقه
قمری
فرهنگ لغات دامپزشکي
بوقلمون آمریکایی
فرهنگ لغات علوم سياسي
قَمَری

زمین شناسی:
lunar breccia
برش ماه

of or relating to or associated with the moon(a)

Synonyms: lunar

Examples: lunar surface lunar module

واژه های نزدیک