نهادينه ساختن

درونی ساختن: جذب باورها و رفتارهای یک فرد دیگر به نظام ارزشهای خود

دروني يا باطني کردن

فرهنگ جامع

internalization

درونى يا باطنى کردنروانشناسى : درونى ساختن

فرهنگ جامع

internalization

فرهنگ لغات عمومي
درونی ساختن
فرهنگ لغات مديريت
نفوذ
فرهنگ لغات پزشکي
درونی‌سازی
فرهنگ لغات روانشناسي
درونی ساختن
فرهنگ لغات فلسفه
درونی گرداندن ، از خود کردن
فرهنگ لغات تربيت بدني
درونی سازی، درونی شدن

اقتصاد :
internalization of costs benefit
داخلی کردن هزینه

learning (of values or attitudes etc.) that is incorporated within yourself(n)

Synonyms: incorporation internalisation internalization

Hyponyms: introjection

Hypernyms: acquisition learning

Internalization is the process of making something internal, with more specific meanings in various fields. It is the opposite of externalization.