فرهنگ روانشناسی

Intelligence Quotient

هوشبهر  IQ : واحد مقیاسی مورد استفاده در گزارش نمره های آزمون های هوش که به صورت خارج قسمت سن عقلی بر سن تقویمی محاسبه می شود. در این خارج قسمت، علامت اعشاری حذف می شود تا متوسط هوش کودکان هر سن معادل 100 باشد. -> سن عقلی، سن تقویمی

فرهنگ تربیت بدنی

intelligence quotient

عددي که هوش و زيرکي شخص را نشان ميدهد

فرهنگ جامع

intelligence quotient

عددى که هوش و زيرکى شخص را نشان ميدهد

a measure of a person's intelligence as indicated by an intelligence test; the ratio of a person's mental age to their chronological age (multiplied by 100)(n)

Synonyms: i.q. intelligence quotient iq

Hyponyms: adult intelligence borderline intelligence

Hypernyms: ratio