فرهنگ برق

intelligence

هوش ، اطلاعات داده ها ، اطلاعات ، با پیامهایی که باید ارسال یا ذخیره شوند .

هوش.زيرکي.فراست.فهم.بينش.اگاهي.روح پاک يادانشمند. فرشته.خبرگيري.جاسوسي

اطلاعات ،هوش ،زيرکى ،فراست ،فهم ،بينش ،اگاهى ،روح پاک يا دانشمند،فرشته ،خبرگيرى ،جاسوسىکامپيوتر : هوشروانشناسى : هوشعلوم نظامى : اطلاعات نظامى

فرهنگ لغات عمومي
هوش،زیرکی،فراست،فهم،بینش،بصیرت،اگاهی،اطلاع،دانش،اعلامیه
فرهنگ لغات رايانه
[هوش ، هوشمندی] در رابطه با سخت افزارها، توانایی پردازش اطلاعات است. هوش، خصوصیت تمام کامپیوترها و وسایل جانبی دارای قابلیتهای پردازشی توکار میباشد. ابزارهای بدون هوش قابلیت پردازشی ندارند، مانند یک ترمینال بدون ریز پردازنده که به کامپیوتر بزرگی متصل است و ورودی را دریافت کرده و خروجی را به نمایش درمیآورد اما قادر به پردازش مستقل اطلاعات نیست. در رابطه با نرم افزارها، توانایی برنامه در نظارت بر محیط و سرگیری اقدامات مناسب جهت حصول به یک وضعیت مورد نظر میباشد. به عنوان مثال، برنامه ای که منتظر خواندن داده ها از روی دیسک است، ممکن است در این بین کار دیگری انجام دهد تا قابلیت عملیاتی بهتری پیدا کند. در رابطه با استدلال و منطق، توانایی برنامه در تقلید و شبیه سازی فکر انسان، یا توانایی ماشین (روبات) در پاسخگویی مناسب به ورودی متغیر است. نیز نگاه کنید به ‎. artificial intelligence
فرهنگ لغات مديريت
اطلاعات
فرهنگ لغات حقوق و فقه
جاسوسی
فرهنگ لغات روانشناسي
هوش
فرهنگ لغات علوم سياسي
اطلاعات
فرهنگ لغات تربيت بدني
تعقل، تعمیم

عمومی :
acoustical intelligence
اطلاعات جمع آوری شده از سیستم صوتی
فلسفه:
active intellect, intelligence
عقل فعال
مهندسی کامپیوتر:
al technology (= ait = artificial intelligence technology)
فناوری «ای آی»
زیست شناسی:
animal intelligence
هوش جانوری
زیست شناسی:
animal intelligence
هوش جانوری
مدیریت :
articles intelligence
هوش مصنوعی
عمومی :
artificial intelligence
هوش مصنوعی.
عمومی :
artificial intelligence
هوش مصنوعی ، هوش ماشینی
مهندسی کامپیوتر:
artificial intelligence
[هوش مصنوعی] با حروف اختصاری ‎ ai ، شاخه ای از علم کامپیوتر است که توانایی کامپیوتر در شبیه سازی جنبه های مختلف هوش از جمله تشخیص صدا، استنباط، پاسخ خلاقانه ، توانایی یادگیری از تجربیات قبلی و توانایی نتیجه گیری از اطلاعات ناقص را مورد بحث و بررسی قرار میدهد. هوش مصنوعی حیطه پیچیده ای است که دو مبحث مرتبط را شامل میشود: درک نحوه تفکر موجودات زنده و یافتن روشهایی برای بخشیدن تواناییهای مشابه به برنامه های کامپیوتری. برخی از کارهایی که در گذشته انجام آن توسط کامپیوتر مشکل مینمود، مانند بازی شطرنج، اینک برای آن به شکل ساده ای در آمده است‎ ; و برخی از اموری که در گذشته برای برنامه نویسی آسان مینمود، مانند تشخیص صدا و ترجمه زبان، بسیار مشکل از آب درآمده است. از جمله این برنامه ها، میتوان بازی شطرنج کامپیوتری و تشخیص طبی را نام برد که سیستمهای خبره نامیده میشوند. نیز نگاه کنید به ‎ expert system ، ‎ fuzzy logic ، ‎ lisp ، ‎ logo ، ‎ network neural ، ‎ prolog ، ‎. turing test
مهندسی صنایع:
artificial intelligence
هوش مصنوعی
روانشناسی :
artificial intelligence
هوش مصنوعی
علوم پایه:
artificial intelligence
هوش مصنوعی
مهندسی کامپیوتر:
artificial intelligence technology (= ai technology = ait)
فناوری هوش مصنوعی
عمومی :
automated intelligence file
پرونده اطلاعاتی کامپیوتری
عمومی :
biographical intelligence
اطلاعات مربوط به بیوگرافی افراد (شخصیتهای خارجی)
علوم سیاسی:
bogus intelligence
اطلاعات جعلی
حقوق :
central intelligence agency
سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا
علوم سیاسی:
cia = central intelligence agency
سیا (سازمان اطلاعات و جاسوسی امریکا)
علوم سیاسی:
clandestine intelligence
اطلاعات پنهان
عمومی :
combat intelligence
اطلاعات رزمی
علوم سیاسی:
commercial intelligence
اطلاعات تجاری
فلسفه:
complete intelligence
عقل تام
عمومی :
concrete intelligence
هوش عینی
روانشناسی :
concrete intelligence
هوش عینی

the ability to comprehend; to understand and profit from experience(n)

Synonyms: intelligence

Hyponyms: acuity acuteness astuteness brain brainpower breadth brightness brilliance cleverness comprehensiveness genius intellect keenness largeness learning ability marbles mental capacity mental dexterity mental quickness mentality mind nimbleness nonverbal intelligence perspicaciousness perspicacity precociousness precocity quick-wittedness quickness sharpness shrewdness smartness verbal intelligence wit wits

Hypernyms: ability power

Antonyms: stupidity

a unit responsible for gathering and interpreting information about an enemy(n)

Synonyms: intelligence intelligence agency intelligence service

Hyponyms: ic intelligence community international intelligence agency military intelligence military intelligence agency national intelligence community united states intelligence agency united states intelligence community

Hypernyms: administrative body administrative unit

secret information about an enemy (or potential enemy)(n)

Synonyms: intelligence intelligence information

Hyponyms: military intelligence

Hypernyms: info information

Examples: we sent out planes to gather intelligence on their radar coverage

information about recent and important events(n)

Synonyms: intelligence news tidings word

Hyponyms: good word latest update

Hypernyms: info information

Examples: they awaited news of the outcome

the operation of gathering information about an enemy(n)

Synonyms: intelligence intelligence activity intelligence operation

Hyponyms: clandestine operation combat intelligence counterintelligence current intelligence overt operation reconnaissance reconnaissance mission sigint signals intelligence spying strategic intelligence tactical intelligence undercover work

Hypernyms: information gathering

Intelligence has been defined in many ways: the capacity for abstraction, logic, understanding, self-awareness, learning, emotional knowledge, reasoning, planning, creativity, critical thinking, and problem-solving. More generally, it can be described as the ability to perceive or infer information, and to retain it as knowledge to be applied towards adaptive behaviors within an environment or context.