بیمه گر

بيمه گر.

بيمه گر

بيمه گرقانون ـ فقه : بيمه گربازرگانى : بيمه گر

فرهنگ لغات عمومي
بیمه گر،بیمه کننده
فرهنگ لغات بازرگاني و تجارت
بیمه گر
فرهنگ لغات اقتصاد و بانکداري
بیمه گر
فرهنگ لغات مديريت
بیمه گر
فرهنگ لغات حقوق و فقه
بیمه گر
فرهنگ لغات علوم سياسي
بیمه‌گر
فرهنگ لغات حسابداري
بیمه گر

عمومی :
leading insurer
بیمه گر اصلی

a financial institution that sells insurance(n)

Synonyms: insurance company insurance firm insurance underwriter insurer underwriter

Hypernyms: nondepository financial institution

واژه های نزدیک