دستوري . حاوي دستور . تعليمي . معارفي

فرهنگ جامع

instructional

دستورى ،تعليمىروانشناسى : اموزشى

فرهنگ جامع

instructional

فرهنگ لغات عمومي
دستوری،حاوی دستور،تعلیمی،معارفی
فرهنگ لغات روانشناسي
آموزشی

مهندسی کامپیوتر:
audio-visual instructional technology
آموزش سمعی – بصری

of or relating to or used in instruction(a)

Synonyms: instructional

Examples: instructional aids

واژه های نزدیک