غریزه میل یا محرک ذاتی، تمایل ذاتی به انجام عملی به طریقه خاص و در شرایط ویژه

غریزه

غریزه : نامی برای رفتار ناآموخته، برخوردار از طرح، معطوف به هدف و نوع- وییه: دو نمونه از آن لانه سازی پرندگان و مهاجرت ماهی قزل آلاست.

غريزه . شعور حيواني . هوش طبيعي جانوران

غريزه ،شعور حيوانى ،هوش طبيعى جانورانروانشناسى : غريزه

فرهنگ لغات عمومي
غریزه،شعور حیوانی،هوش طبیعی جانوران،فراست حیوانی،قوه درک
فرهنگ لغات پزشکي
غریزه میل یا محرک ذاتی ، تمایل ذاتی بانجام عملی به طریقه خاص و در شرایط ویژه . غریزه اجتماعی ، تمایل به هم آهنگ شدن با افکار و رفتارهای گروهی (دسته جمعی) . ‎ herd i
فرهنگ لغات روانشناسي
غریزه
فرهنگ لغات فلسفه
غریزه ، سرشت
فرهنگ لغات تربيت بدني
مؤسسه تحقیق هوازی

عمومی :
death instinct
غریزه مرگ

inborn pattern of behavior often responsive to specific stimuli(n)

Synonyms: inherent aptitude instinct

Hyponyms: id

Hypernyms: aptitude

Examples: the spawning instinct in salmon altruistic instincts in social animals

(followed by `with')deeply filled or permeated(a)

Synonyms: instinct replete

Examples: imbued with the spirit of the Reformation words instinct with love it is replete with misery

Similar: full

Instinct is the inherent inclination of a living organism towards a particular complex behaviour, containing both innate (inborn) and learned elements. The simplest example of an instinctive behaviour is a fixed action pattern (FAP), in which a very short to medium length sequence of actions, without variation, are carried out in response to a corresponding clearly defined stimulus.