آغیل
فرهنگ دهخدا
(اِ) ستورگاه. ستورخانه. آخور. اصطبل. (زمخشری). جای برای گوسفندان و گاوان به شب. و امروز آغِل به کسر غین گویند، و نیز آغُل بضم غین و آغول.
آغیل
فرهنگ دهخدا
(اِ) این کلمه با چشم مرکب شود و صورت مرکبه، بخشم دیدن معنی دهد :
نرمک او را یکی سلام زدم
کرد زی من نظر بچشم آغیل.حکاک.
چشم آغول و چشم آلوس مرادف آن است و امروز چشم غُله رفتن، بغضب و با چشمهای دریده در کسی دیدن است بقصد تهدید و ترسانیدن او.
نرمک او را یکی سلام زدم
کرد زی من نظر بچشم آغیل.حکاک.
چشم آغول و چشم آلوس مرادف آن است و امروز چشم غُله رفتن، بغضب و با چشمهای دریده در کسی دیدن است بقصد تهدید و ترسانیدن او.