آرامی
فرهنگ دهخدا
(حامص) آرام. سکون. سکنه. قرار. راحت. استراحت. آسایش. سکونت. || آهستگی. رفق. تأنی. مدارات. || هَون. (صراح).
آرامی
فرهنگ دهخدا
(ص نسبی) منسوب به آرام، فرزند پنجم سام.
-زبان آرامی؛ لهجه ای از زبان سامیان بدوی مشرق فرات.
- قوم آرامی؛ آرامیان.
-زبان آرامی؛ لهجه ای از زبان سامیان بدوی مشرق فرات.
- قوم آرامی؛ آرامیان.