آب دهان
فرهنگ دهخدا
[بِ دَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) بزاق. بصاق. خیو. تفو. خدو.
- امثال: آب دهان برای چیزی رفتن؛ خواهان و آرزومند آن بودن.
- امثال: آب دهان برای چیزی رفتن؛ خواهان و آرزومند آن بودن.