استیلا
معنی
( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) دست یافتن.
۲- (اِمص.) چیرگی، غلبه.
هممعنا / پادمعنا
- برتری، تسخیر، تسلط، تفوق، چیرگی، سلطه، سیطره، غلبه، قدرت
جست و جوی دقیق
استیلا
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) دست یافتن.
۲- (اِمص.) چیرگی، غلبه.
۱- (مص ل.) دست یافتن.
۲- (اِمص.) چیرگی، غلبه.
استیلا
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی: استیلاء]
[estilā] مستولی شدن؛ دست یافتن؛ چیره شدن؛ پیروز شدن؛ چیرگی.
[estilā] مستولی شدن؛ دست یافتن؛ چیره شدن؛ پیروز شدن؛ چیرگی.
استیلا
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
استیلا
(ع/مصم)بەسەردازاڵبوون، دەستبەسەرداڕۆیشتن، زاڵبوون،
(ع/مصم)بەسەردازاڵبوون، دەستبەسەرداڕۆیشتن، زاڵبوون،
استیلا
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِستِیلا/
اسم مصدر:
استیلا
1. چیرگی، غلبه، تسلط. دست یافتن.
2. :استیلای پادشاهان ایران از ... چین تا آفریقای شمالی کشیده میشد. «(مجتبی مینوی)» واژههای مشتق شده: (استیلا یافتن)، (استیلا داشتن)، (استیلا گرفتن)، (استیلا آوردن)، (استیلا پیدا کردن)
انگلیسی: (subjection)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
عربی
آوایش:
/اِستِیلا/
اسم مصدر:
استیلا
1. چیرگی، غلبه، تسلط. دست یافتن.
2. :استیلای پادشاهان ایران از ... چین تا آفریقای شمالی کشیده میشد. «(مجتبی مینوی)» واژههای مشتق شده: (استیلا یافتن)، (استیلا داشتن)، (استیلا گرفتن)، (استیلا آوردن)، (استیلا پیدا کردن)
انگلیسی: (subjection)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین