استوار

معنی
هم‌معنا / پادمعنا
  1. امین، برقرار، پابرجا، پایدار، ثابت‌قدم، ثابت، خلل‌ناپذیر، دایم، درستکار، درست، راسخ، رزین، سخت، سفت، قائم، قایم، قرص، قویم، متقن، متین، محکم، مدام، مستحکم، مستقر، معتمد، مقاوم، منیع، وثیق، ≠ بی‌دوام، سست، نااستوار
جست و جوی دقیق

استوار

فرهنگ معین

استوار

فرهنگ عمید

استوار

فرهنگ دهخدا

استوار

فرهنگ دهخدا

استوار

واژه‌نامه گوند (کردی به کردی و فارسی به کوردی)

استوار

واژه‌نامه کاوه (فارسی به کردی)

استوار

واژه‌نامه هژار (فارسی به کردی)

استوار

واژگان مصوب فرهنگستان

استوار

واژه‌نامه آزاد ویکی پدیا