استنزال
معنی
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) فرو آوردن، فرو فرستادن.
۲- درخواست فرود آمدن.
۳- (مص ل.) از مرتبه خود فرو افتادن.
جست و جوی دقیق
استنزال
فرهنگ معین
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) فرو آوردن، فرو فرستادن.
۲- درخواست فرود آمدن.
۳- (مص ل.) از مرتبه خود فرو افتادن.
۱- (مص م.) فرو آوردن، فرو فرستادن.
۲- درخواست فرود آمدن.
۳- (مص ل.) از مرتبه خود فرو افتادن.
استنزال
فرهنگ عمید
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
[estenzāl] فرود آوردن.
[estenzāl] فرود آوردن.
استنزال
فرهنگ دهخدا
[اِ تِ] (ع مص) فرودآوردن. فروفرستادن. || از مرتبهء خود فرودافتادن. || فرودآمدن خواستن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی).
- علم استنزال الارواح و استحضارها فی -قوالب الاشباح؛ و هو من فروع علم السحر. و اعلم ان تسخیر الجن او الملک من غیر تجسدها و حضورها عندک یسمی علم العزائم بشرط تحصیل مقاصدک بواسطتهما و اما حضور الجن عندک و تجسدها فی حسک یسمی علم الاستحضار و لایشترط تحصیل مقاصدک بها و اما استحضارالملک فان کان سماویاً فتجسده لایمکن الا فی الانبیاء و ان کان ارضیاً ففیه الخلاف. کذا فی مفتاح السعاده. و من الکتب المصنفه فیه کتاب ذات الدوائر و غیره. (کشف الظنون).
- علم استنزال الارواح و استحضارها فی -قوالب الاشباح؛ و هو من فروع علم السحر. و اعلم ان تسخیر الجن او الملک من غیر تجسدها و حضورها عندک یسمی علم العزائم بشرط تحصیل مقاصدک بواسطتهما و اما حضور الجن عندک و تجسدها فی حسک یسمی علم الاستحضار و لایشترط تحصیل مقاصدک بها و اما استحضارالملک فان کان سماویاً فتجسده لایمکن الا فی الانبیاء و ان کان ارضیاً ففیه الخلاف. کذا فی مفتاح السعاده. و من الکتب المصنفه فیه کتاب ذات الدوائر و غیره. (کشف الظنون).
استنزال
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
استنزال
(ع)
(مصم): دابەزاندن، نیشاندن، نیشاندنەوەی هەڵفڕیو، هێنانەخوار،
(مصم): بهتەمای دابەزین بوون، خوازیاری نیشتن بوون، هاتنەخوار ویستن،
(مصل)؛ لهپلەیخۆ دابەزین، لهپلەوپایەی خۆ هاتنەخوار،
(ع)
(مصم): دابەزاندن، نیشاندن، نیشاندنەوەی هەڵفڕیو، هێنانەخوار،
(مصم): بهتەمای دابەزین بوون، خوازیاری نیشتن بوون، هاتنەخوار ویستن،
(مصل)؛ لهپلەیخۆ دابەزین، لهپلەوپایەی خۆ هاتنەخوار،
استنزال
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِستِنزال/
اسم مصدر:
استنزال قدیم
1. به پایین آوردن، فرود آوردن. فرو فرستادن. درخواست فرود آمدن.
2. :بر سبیل ... استنزال لشکر او پشت فرا دادند. «(وراوینی)»
3. از مرتبه خود فرو افتادن.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
عربی
آوایش:
/اِستِنزال/
اسم مصدر:
استنزال قدیم
1. به پایین آوردن، فرود آوردن. فرو فرستادن. درخواست فرود آمدن.
2. :بر سبیل ... استنزال لشکر او پشت فرا دادند. «(وراوینی)»
3. از مرتبه خود فرو افتادن.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین