ارنی
معنی
(اسم، شبه جمله) [عربی]
[areni] بنمایان مرا: ♦ با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم / همچو موسی اَرِنیگوی به میقات بریم (حافظ: ۷۴۸)، ♦ چو رسی به کوه سینا، ارنی مگوی و بگذر / که نیرزد این تمنا به جوابِ لنترانی (؟: لغتنامه: لنترانی). Δ اشاره به آیۀ «رَبِّ اَرِنی اَنْظُرْ اِلَیْک» (اعراف: ۱۴۳) (= پروردگارا خود را به من بنما تا به تو بنگرم) جواب آمد: لَنْ تَرانی (= هرگز مرا نمیبینی).
جست و جوی دقیق
ارنی
فرهنگ عمید
(اسم، شبه جمله) [عربی]
[areni] بنمایان مرا: ♦ با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم / همچو موسی اَرِنیگوی به میقات بریم (حافظ: ۷۴۸)، ♦ چو رسی به کوه سینا، ارنی مگوی و بگذر / که نیرزد این تمنا به جوابِ لنترانی (؟: لغتنامه: لنترانی). Δ اشاره به آیۀ «رَبِّ اَرِنی اَنْظُرْ اِلَیْک» (اعراف: ۱۴۳) (= پروردگارا خود را به من بنما تا به تو بنگرم) جواب آمد: لَنْ تَرانی (= هرگز مرا نمیبینی).
[areni] بنمایان مرا: ♦ با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم / همچو موسی اَرِنیگوی به میقات بریم (حافظ: ۷۴۸)، ♦ چو رسی به کوه سینا، ارنی مگوی و بگذر / که نیرزد این تمنا به جوابِ لنترانی (؟: لغتنامه: لنترانی). Δ اشاره به آیۀ «رَبِّ اَرِنی اَنْظُرْ اِلَیْک» (اعراف: ۱۴۳) (= پروردگارا خود را به من بنما تا به تو بنگرم) جواب آمد: لَنْ تَرانی (= هرگز مرا نمیبینی).
ارنی
فرهنگ دهخدا
[اُ رَ نا] (ع اِ) اُرانی. دانه ای که شیر را پنیر می گرداند. (منتهی الارب).
ارنی
فرهنگ دهخدا
[اَ رِ] (ع جملهء فعلیهء امری) (از: اَرِ + ن + ی) بنما مرا. و این اشارت است بقصهء موسی علیه السلام : قال رب ارنی انظر الیک (قرآن 7/143)؛ گفت موسی (ع) ای پروردگار من بنما مرا دیدار خود تا ببینم بسوی تو، قال لن ترانی (قرآن 7/143)؛فرمود حق تعالی که هرگز دیدن نتوانی مرا و کلمهء ارنی مرکب است از لفظ اَرِ و نون وقایه و یای متکلم و لفظ ارنی در فارسی بسکون رای مهمله نیز آمده. (از غیاث اللغات) :
موسی از این جام تهی دید دست
شیشه به کهپایهء اَرْنی شکست.نظامی.
مرغ اَرْنی گو ز شوق لن ترانی میکند
پیش موسی خارخار وادی ایمن گل است.
سالک یزدی.
چو رسی به کوه سینا اَرِنی مگوی و بگذر
که نیرزد این تمنا به جواب لن ترانی.
موسی از این جام تهی دید دست
شیشه به کهپایهء اَرْنی شکست.نظامی.
مرغ اَرْنی گو ز شوق لن ترانی میکند
پیش موسی خارخار وادی ایمن گل است.
سالک یزدی.
چو رسی به کوه سینا اَرِنی مگوی و بگذر
که نیرزد این تمنا به جواب لن ترانی.
ارنی
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اَرِنی/
شبهجمله:
ارنی
1. نشانِ من بده. بنما به من.
2. :جمله کفها در دعا افراخته/ نغمه ارنی به هم در ساخته. «(مولوی)»
3. برگرفته از قرآن کریم
فرهنگ بزرگ سخن
عربی
آوایش:
/اَرِنی/
شبهجمله:
ارنی
1. نشانِ من بده. بنما به من.
2. :جمله کفها در دعا افراخته/ نغمه ارنی به هم در ساخته. «(مولوی)»
3. برگرفته از قرآن کریم
فرهنگ بزرگ سخن