احدی الحسنیین
معنی
(اسم) [عربی: احدیالحسنیین] [قدیمی]
[ehdalhosnayeyn] یکی از دو نیکی؛ یکی از دو نیکویی؛ یکی از دو امر نیک.
جست و جوی دقیق
احدی الحسنیین
فرهنگ عمید
(اسم) [عربی: احدیالحسنیین] [قدیمی]
[ehdalhosnayeyn] یکی از دو نیکی؛ یکی از دو نیکویی؛ یکی از دو امر نیک.
[ehdalhosnayeyn] یکی از دو نیکی؛ یکی از دو نیکویی؛ یکی از دو امر نیک.
احدی الحسنیین
فرهنگ دهخدا
[اِ دَلْ حُ نَ یَیْ] (ع اِ مرکب) یکی از دو نیکوئی. یکی از دو نیکی: که از احدی الحسنیین خالی نباشد. (گلستان). مالک بن سنان گفت : یا رسول الله بخدا سوگند که ما در میان احدی الحسنیینیم که آن ظفر است یا شهادت و هر دو صورت مطلوب و مرغوب ماست. (روضه الصفا).
احدی الحسنیین
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اِحدِیالحُسنیْین/
اسم مرکب:
احدیالحسنیین قدیم
1. یکی از دو خوب، یکی از دو کار پسندیده.
2. :سر مار بدست دشمن بکوب که از احدیالحسنیین خالی نباشد، اگر این غالب آمد، مار کُشتی، وگر آن، از دشمن رَستی. «(سعدی)»
عربی
آوایش:
/اِحدِیالحُسنیْین/
اسم مرکب:
احدیالحسنیین قدیم
1. یکی از دو خوب، یکی از دو کار پسندیده.
2. :سر مار بدست دشمن بکوب که از احدیالحسنیین خالی نباشد، اگر این غالب آمد، مار کُشتی، وگر آن، از دشمن رَستی. «(سعدی)»