اتاقک
معنی
(اسم) [ترکی. فارسی، مصغر اتاق]
[otāqak] اتاق کوچک.
هممعنا / پادمعنا
- کابین، کلبه
جست و جوی دقیق
اتاقک
فرهنگ عمید
(اسم) [ترکی. فارسی، مصغر اتاق]
[otāqak] اتاق کوچک.
[otāqak] اتاق کوچک.
اتاقک
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
اتاقک
(ترف/امصغ)ئۆدەی چکۆلە، دیوۆچکە، لیر،
(ترف/امصغ)ئۆدەی چکۆلە، دیوۆچکە، لیر،
اتاقک
واژگان مصوب فرهنگستان
[عمومی، مشترک حملونقل] Cabin
1. اتاقکی که از مصالح سبک ساخته شده باشد
2. هریک از اتاقهای داخل کشتی و جایگاه مخصوص خلبان در هواپیما
1. اتاقکی که از مصالح سبک ساخته شده باشد
2. هریک از اتاقهای داخل کشتی و جایگاه مخصوص خلبان در هواپیما
اتاقک
واژگان مصوب فرهنگستان
[عمومی، مشترک حملونقل] Cabine (fr.)
1. اتاقکی که از مصالح سبک ساخته شده باشد
2. هریک از اتاقهای داخل کشتی و جایگاه مخصوص خلبان در هواپیما
1. اتاقکی که از مصالح سبک ساخته شده باشد
2. هریک از اتاقهای داخل کشتی و جایگاه مخصوص خلبان در هواپیما
اتاقک
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/اُتاقک/
اسم:
اتاقک
1. اسم مصغر اتاق، اتاق کوچک.
2. :اتاقکی ... با سقف برزنتی شبیه اتاقک تراکتور ... داشت. «(جعفر شهری)» مترادفها: (اتاق)، (اتاق تجارت)، (اتاق بهبودی)، (اتاق پایاپای)، (اتاق بازرگانی)، (اتاق پرو)، (اتاق تعاون)، (اتاق فرمان)، (اتاق عمل)، (اتاق گچ)، (اتاق درد)، (اتاق انتظار)، (اتاق پذیرایی)، (اتاق نشیمن)
فرهنگ بزرگ سخن
(En:cabinet)
فارسی
آوایش:
/اُتاقک/
اسم:
اتاقک
1. اسم مصغر اتاق، اتاق کوچک.
2. :اتاقکی ... با سقف برزنتی شبیه اتاقک تراکتور ... داشت. «(جعفر شهری)» مترادفها: (اتاق)، (اتاق تجارت)، (اتاق بهبودی)، (اتاق پایاپای)، (اتاق بازرگانی)، (اتاق پرو)، (اتاق تعاون)، (اتاق فرمان)، (اتاق عمل)، (اتاق گچ)، (اتاق درد)، (اتاق انتظار)، (اتاق پذیرایی)، (اتاق نشیمن)
فرهنگ بزرگ سخن
(En:cabinet)