اباعد
معنی
(اَ عِ) [ ع. ] (اِ.) جِ ابعد؛ بیگانگان، آنان که نسبت دور دارند.
جست و جوی دقیق
اباعد
فرهنگ معین
(اَ عِ) [ ع. ] (اِ.) جِ ابعد؛ بیگانگان، آنان که نسبت دور دارند.
اباعد
فرهنگ عمید
(اسم) [عربی، جمعِ ابعد، مقابلِ اقارب]
[abāed] کسانی که نسبت دورتری با شخص دارند.
[abāed] کسانی که نسبت دورتری با شخص دارند.
اباعد
فرهنگ دهخدا
[اَ عِ] (ع ص، اِ) جِ ابعد. دوران. دورترینان. بیگانگان. خلاف اقارب.
اباعد
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
عربی
آوایش:
/اَباعَد/
اسم مرکب:
اباعد قدیم
1. آنانکه نسبت دورتری با کسی دارند؛ مقابل (اقارب).
2. جمعِ (ابعد)؛ بیگانگان، آنانکه نسبت دور دارند.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
عربی
آوایش:
/اَباعَد/
اسم مرکب:
اباعد قدیم
1. آنانکه نسبت دورتری با کسی دارند؛ مقابل (اقارب).
2. جمعِ (ابعد)؛ بیگانگان، آنانکه نسبت دور دارند.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین