[تَ / تِ] (ن مف / نف)آویزان شده. آونگ شده. دروا. اندروا. معلق. فروهشته. فروگذاشته. نگون :
(تِ) (ص مف.) ۱- آویزان شده، معلق. ۲- چنگ زده، تمسک جُسته. ۳- مورد سؤال قرار گرفته.
آونگ، آویزان، پادرهوا، سرازیر، معلق ≠ نصب