[وَ] (اِ مرکب) معرک. معرکه. جنگ گاه. آوردگه. ناوردگه. ناوردگاه. میدان. میدان جنگ. رزمگاه. عرصهء جنگ :

فرهنگ معین

آوردگاه

(~.) (اِمر.) آوردگه، میدان جنگ، عرصه کارزار.

رزمگاه، عرصه‌نبرد، مصاف، معرکه، میدان جنگ، نبردگاه