[رَ / رِ] (ص) آوار. از وطن دورافتاده. سرگردان. دَربِدر. غریب :

[رَ / رِ] (اِ) حساب. دفتر حساب. اوارجه. آمار. آماره. آوار که حسابهای پراکندهء دیوانی در آن نویسند :

(رِ) ۱- (ص.) بی خانمان، دربه در. ۲- گم گشته. ۳- فراری. ۴- پراکنده، پریشان. ۵- (اِ.) ستم، آزار.

آسمان‌جل، آلاخون‌والاخون، بی‌خانمان، خانه‌بدوش، دربدر، سرگردان، ویلان پراکنده، پریشان، متفرق

واژه های نزدیک