آهکی
معنی
[هَ] (ص نسبی) منسوب به آهک. از آهک. کلسی. || آهک فروش. || کلسی. (فرهنگستان).(1)
- نمد آهکی؛ قسمی نمد از جنس پست.
.
(فرانسوی)
(1) - Calcaire
- نمد آهکی؛ قسمی نمد از جنس پست.
.
(فرانسوی)
(1) - Calcaire
جست و جوی دقیق
آهکی
فرهنگ دهخدا
[هَ] (ص نسبی) منسوب به آهک. از آهک. کلسی. || آهک فروش. || کلسی. (فرهنگستان).(1)
- نمد آهکی؛ قسمی نمد از جنس پست.
.
(فرانسوی)
(1) - Calcaire
- نمد آهکی؛ قسمی نمد از جنس پست.
.
(فرانسوی)
(1) - Calcaire
آهکی
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آهکی
(صنسبی)ئاهەکدار، ئاهەکی، زقلی، شتی لەقسڵ ساز کراو یا قسڵ تێدا، قسڵدار، قسڵی،
(صنسبی)ئاهەکدار، ئاهەکی، زقلی، شتی لەقسڵ ساز کراو یا قسڵ تێدا، قسڵدار، قسڵی،
آهکی
واژگان مصوب فرهنگستان
[زمینشناسی] Calcareous
ویژگی مادهای که حاوی کلسیمکربنات است
ویژگی مادهای که حاوی کلسیمکربنات است
آهکی
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آهَکی/
صفت نسبی:
آهکی
1. آمیخه با (آهک). از جنس آهک. برنگ آهک.
2. :پالتو آهکی، مانتو آهکی.
فرهنگ بزرگ سخن
(En:calcareous)
فارسی
آوایش:
/آهَکی/
صفت نسبی:
آهکی
1. آمیخه با (آهک). از جنس آهک. برنگ آهک.
2. :پالتو آهکی، مانتو آهکی.
فرهنگ بزرگ سخن
(En:calcareous)
آهکی
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
آهکی صفتی به معنای «بیشتر یا بخشی از کربنات کلسیم تشکیل شدهاست»، به عبارت دیگر دارای آهک یا گچ است. این اصطلاح در طیف گستردهای از رشتههای علمی استفاده میشود.