آهک
معنی
(هَ)(اِ.)
۱- اکسید کلیسم، جسمی است سفید، جذب کننده رطوبت که از پخته شدن سنگ آهک به دست میآید.
۲- نوره، واجبی.
جست و جوی دقیق
آهک
فرهنگ معین
(هَ)(اِ.)
۱- اکسید کلیسم، جسمی است سفید، جذب کننده رطوبت که از پخته شدن سنگ آهک به دست میآید.
۲- نوره، واجبی.
۱- اکسید کلیسم، جسمی است سفید، جذب کننده رطوبت که از پخته شدن سنگ آهک به دست میآید.
۲- نوره، واجبی.
آهک
فرهنگ دهخدا
[هَ] (اِ) پخته و ریزیده شدهء سنگی مخصوص که برای محکم کردن بنا در ملاط و شفته و ساروج آمیزند. کلس. اَژه. نوره. جبصین. صاروج. اهک :
فرمان کن تا آهک و زرنیخ بسایند
بر روت براندای و برون آر همه رت.لبیبی.
سنگ البرز را کند آهک
آتش آب پرور تیغش.خاقانی.
زمین از ملاقات طوفان تیغش همان خاصیت یافت کز آب آهک. (از تاج المآثر).
بدست آهک تفته کردن خمیر
به از دست بر سینه پیش امیر.سعدی.
|| نوره. واجبی. آهک نوره. حنازرد. جمش.
- آهک بادامچه؛ آهک از جنس خوب از سنگهای کوچک.
- آهک زنده؛ که تیزی و قوت آن نشده باشد. مکلس.
- آهک کردن؛ سخت متلاشی و ازهم ریزیده کردن: بعض مارها چون بگزند مرد را آهک کنند.
-آهک کُشته؛ مقابل مُکلس و آهک زنده. آهکی که قوّت و حدّت آن بمرور زمان یا مجاورت نم و رطوبت بشده است.
- سنگ آهک؛ قرمَد.
- مثل آهک؛ سخت متلاشی. سخت ازهم ریزیده.
فرمان کن تا آهک و زرنیخ بسایند
بر روت براندای و برون آر همه رت.لبیبی.
سنگ البرز را کند آهک
آتش آب پرور تیغش.خاقانی.
زمین از ملاقات طوفان تیغش همان خاصیت یافت کز آب آهک. (از تاج المآثر).
بدست آهک تفته کردن خمیر
به از دست بر سینه پیش امیر.سعدی.
|| نوره. واجبی. آهک نوره. حنازرد. جمش.
- آهک بادامچه؛ آهک از جنس خوب از سنگهای کوچک.
- آهک زنده؛ که تیزی و قوت آن نشده باشد. مکلس.
- آهک کردن؛ سخت متلاشی و ازهم ریزیده کردن: بعض مارها چون بگزند مرد را آهک کنند.
-آهک کُشته؛ مقابل مُکلس و آهک زنده. آهکی که قوّت و حدّت آن بمرور زمان یا مجاورت نم و رطوبت بشده است.
- سنگ آهک؛ قرمَد.
- مثل آهک؛ سخت متلاشی. سخت ازهم ریزیده.
آهک
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آهک
(ا)ئاهەک، ئەهاک، ئەهەک، زقل، سنجووڤ، قسر، قسڵ، کسل، کشل، کلس، هەک،
(ا)ئاهەک، ئەهاک، ئەهەک، زقل، سنجووڤ، قسر، قسڵ، کسل، کشل، کلس، هەک،
آهک
واژهنامه هژار (فارسی به کردی)
ئاههک,ئههاک,زقل,قسر,قسڵ,کسل,کشل,کلس
آهک
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آهَک/
اسم:
آهک
1. (ساختمان): مادهای مرکّب از (کلسیم) و (اکسیژن) برنگ سفید مایل به خاکستری که از مصالح ساختمان است و انواع آن در صنعت و کشاورزی کاربردهای گوناگون دارد؛ (اکسید کلسیم).
2. اکسید کلیسم، جسمی است سفید، جذب کننده رطوبت که از پخته شدن سنگ آهک به دست میآید. (نوره)، (واجبی). واژههای مشتق شده: (آهکی)، (آهک بادامچه)، (آهک چارو)، (آهک زنده)، (آهک مرده)،(آهک ساروج)، (آهک شکفته)، (آهک کشته)
فرهنگ بزرگ سخن
(En:lime)
فارسی
آوایش:
/آهَک/
اسم:
آهک
1. (ساختمان): مادهای مرکّب از (کلسیم) و (اکسیژن) برنگ سفید مایل به خاکستری که از مصالح ساختمان است و انواع آن در صنعت و کشاورزی کاربردهای گوناگون دارد؛ (اکسید کلسیم).
2. اکسید کلیسم، جسمی است سفید، جذب کننده رطوبت که از پخته شدن سنگ آهک به دست میآید. (نوره)، (واجبی). واژههای مشتق شده: (آهکی)، (آهک بادامچه)، (آهک چارو)، (آهک زنده)، (آهک مرده)،(آهک ساروج)، (آهک شکفته)، (آهک کشته)
فرهنگ بزرگ سخن
(En:lime)
آهک
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
آهک یا کلسیم اکسید با فرمول شیمیایی CaO یک ترکیب شیمیایی است که جرم مولی آن ۵۶٬۰۷۷ g/mol است. یک ماده بیبو به رنگ سفید یا سفید خاکستری و به شکل جامد سخت است که پوست و چشم را بهشدت دچار سوزش میکند. از جمله موادی است که کارایی آن از دوران باستان، توسط بشر شناخته شدهاست و از آن در ساخت انواع بناها و برای اتصال محکمتر قطعات سنگ یا چوب بهکار گرفته میشد. زمان درازی است که ایرانیان شفته آهکی (ملات دوغاب آهک و خاک)، ساروج (ملات دوغاب آهک و خاکستر) و ملات آهک آبی را میشناسند و با آنها ساختمان میسازند. پس از جنگ جهانی دوم، در کشورهای صنعتی هم برای پایدارکردن زمین، بهویژه برای پیسازی راه و جلوگیری از روییدن گیاه و روزدن آب در بستر، شانهها و دامنههای راه و باندهای پرواز و ایستگاههای هواپیما، شفته آهکی مصرف میشود. با شفته آهکی پیسازی و آببندی میکنند.می توان ان را از زیر کتری کند. آهک خاصیت بازی یا قلیای دارد و میتوان از آن با آب (آب + آهک) به عنوان ماده ضد عفونی کننده در ورودی استخرها و گاوداریها استفاده کرد و همچنان در تهیه سیمان و بتن نیز نقش دارد آهک + رس = سیمان آهک + رس+ آب + شن + ماسه = بتن آهک در تهیه آهن خالص از سنگ معدن آهن هم نقش دارد سنگ معدن + آهک + کربن ____گرما___ کربن دیاکسید + آهن خالص