صفحه اصلی
گنجینه اشعار
موتور ترجمه
دایره المعارف دانشگاهی
زبان ها و گویش ها
فرهنگ دهخدا
آهومند
[مَ] (ص مرکب) مریض. بیمار. || معیوب. ناقص. آهُمند.
فرهنگ معین
آهومند
(مَ) (ص مر.) ۱- مریض، بیمار. ۲- معیوب، ناقص.