آهنگین
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آهنگین
(صنسبی)ئاهەنگین، خۆشئاهەنگ(کلام آهنگین)، نەزمین،
(صنسبی)ئاهەنگین، خۆشئاهەنگ(کلام آهنگین)، نەزمین،
آهنگین
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آهَنگین/
صفت نسبی:
آهنگین
1. دارای (آهنگ). صدای آهنگین. کهن واژه:
2. آهنگین به نظر میرسد تصحیف شده «آهنگَیِن» بوده باشد که در این صورت در (زبان معیار باستان) به معنی آهنپوش، زرهپوش، غرق در ابزار و ادوات جنگی که بیشتر (اسفندیار) به این معنا شهره بوده است.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ شمس
فارسی
آوایش:
/آهَنگین/
صفت نسبی:
آهنگین
1. دارای (آهنگ). صدای آهنگین. کهن واژه:
2. آهنگین به نظر میرسد تصحیف شده «آهنگَیِن» بوده باشد که در این صورت در (زبان معیار باستان) به معنی آهنپوش، زرهپوش، غرق در ابزار و ادوات جنگی که بیشتر (اسفندیار) به این معنا شهره بوده است.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ شمس