آهار کردن
معنی
[کَ دَ] (مص مرکب)آهاردن.
جست و جوی دقیق
آهار کردن
فرهنگ دهخدا
[کَ دَ] (مص مرکب)آهاردن.
آهار کردن
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آهار کردن
(مصم)جەندەرە، دەقاقدان، دەقاق لێدان، شۆدان، کهتیرەلێدان،
(مصم)جەندەرە، دەقاقدان، دەقاق لێدان، شۆدان، کهتیرەلێدان،
آهار کردن
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آهار/کردَن/
مصدر فعل متعدی:
آهارکردن
1. (آهار زدن).
2. :برای (آهار) کردن یقه پیرهن خود باید نصف حقوقش را بدهد. «(محمدقاضی)»
فرهنگ بزرگ سخن
فارسی
آوایش:
/آهار/کردَن/
مصدر فعل متعدی:
آهارکردن
1. (آهار زدن).
2. :برای (آهار) کردن یقه پیرهن خود باید نصف حقوقش را بدهد. «(محمدقاضی)»
فرهنگ بزرگ سخن