آهار زدن
معنی
[زَ دَ] (مص مرکب) آهاردن.
جست و جوی دقیق
آهار زدن
فرهنگ دهخدا
[زَ دَ] (مص مرکب) آهاردن.
آهار زدن
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آهار زدن
(مصم)جەندەرە، دەقاقدان، دەقاق لێدان، شۆدان، کهتیرەلێدان،
(مصم)جەندەرە، دەقاقدان، دەقاق لێدان، شۆدان، کهتیرەلێدان،
آهار زدن
واژهنامه هژار (فارسی به کردی)
جهندهره,دهقاقدان,شۆدان
آهار زدن
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آهار/زدَن/
مصدر فعل متعدی:
آهارزدن
1. پارچه، لباس، و مانند آنها را به (آهار) آغشتن.
2. :پیرهنهای تو را جمله خود آهار زنم/ ... «(ایرج میرزا)»
فرهنگ بزرگ سخن
فارسی
آوایش:
/آهار/زدَن/
مصدر فعل متعدی:
آهارزدن
1. پارچه، لباس، و مانند آنها را به (آهار) آغشتن.
2. :پیرهنهای تو را جمله خود آهار زنم/ ... «(ایرج میرزا)»
فرهنگ بزرگ سخن