(اِ) اَنین. نیم خم سفالین و کوچک که دوغ در آن کرده و جنبانند یعنی زنند تا کرهء آن جدا شود. تغار. تغارچه. نهره (بزبان آذری). شیرزنه، و آن خنوری بود که ماست در وی کنند و می جنبانند تا روغن آن گیرند. (از فرهنگ اسدی، خطی) :
(اِ.) خُم کوچک سفالین که دوغ را در آن میریختند و آرام آرام تکان میدادند تا کره از آن جدا شود.