آنکت
معنی
[کِ] (ضمیر + حرف ربط + ضمیر)مخفف آنکه ترا :
آنکت کلوخ روی لقب کرد خوب کرد
ایرا لقب گران نبود بر دل فغاک.منجیک.
آنکت کلوخ روی لقب کرد خوب کرد
ایرا لقب گران نبود بر دل فغاک.منجیک.
جست و جوی دقیق
آنکت
فرهنگ دهخدا
[کِ] (ضمیر + حرف ربط + ضمیر)مخفف آنکه ترا :
آنکت کلوخ روی لقب کرد خوب کرد
ایرا لقب گران نبود بر دل فغاک.منجیک.
آنکت کلوخ روی لقب کرد خوب کرد
ایرا لقب گران نبود بر دل فغاک.منجیک.
آنکت
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آنکت
(آنکِت)
(ض+صمف): ئەوەی ئهتووی...، ئەوەی تۆی...،
(ا/مر): پرسنامە، پرسیارنامە، پەرسنامە،
(آنکِت)
(ض+صمف): ئەوەی ئهتووی...، ئەوەی تۆی...،
(ا/مر): پرسنامە، پرسیارنامە، پەرسنامە،