آنتن
معنی
(تِ) [ فر. ] (اِ.)دستگاهی برای پخش یا دریافت امواج الکترومغناطیسی.
برابر فارسی
- آنتن
جست و جوی دقیق
آنتن
فرهنگ معین
(تِ) [ فر. ] (اِ.)دستگاهی برای پخش یا دریافت امواج الکترومغناطیسی.
آنتن
فرهنگ سره
سرون؛ شاخک
آنتن
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آنتن
(فر/ا)
ئالیار، ئانتێل، ئانتێن، ئەنتێن،
چووکەڵەقۆچ، شاخۆچکە، شاخۆکە، شاخەک، شاخیبچووک(وەکئیپهپوولەو...)، قۆچکە، هشک،
پۆ، چڵ، شاتە، لکیگچکەیدار،
بەزاخ، پاپی، جاسووس، جەهسویس، چل چاوە، خهبەر بەزێن، دەسکیس، زمانگر، زمانگیر، زوانگر، زوانگیر، زیران، زیرەڤان، زیرەوا، زیرەوان، سیخوڕ، شاندی، شووفار، شۆفار، قسەڤەگوهێز، گزمە، گۆبەل، گۆهبەل، گوێبەل، گوێبیس، گوێبیست، گوێپەل، نهین، نهێن بەر، هەواڵدز،
(فر/ا)
ئالیار، ئانتێل، ئانتێن، ئەنتێن،
چووکەڵەقۆچ، شاخۆچکە، شاخۆکە، شاخەک، شاخیبچووک(وەکئیپهپوولەو...)، قۆچکە، هشک،
پۆ، چڵ، شاتە، لکیگچکەیدار،
بەزاخ، پاپی، جاسووس، جەهسویس، چل چاوە، خهبەر بەزێن، دەسکیس، زمانگر، زمانگیر، زوانگر، زوانگیر، زیران، زیرەڤان، زیرەوا، زیرەوان، سیخوڕ، شاندی، شووفار، شۆفار، قسەڤەگوهێز، گزمە، گۆبەل، گۆهبەل، گوێبەل، گوێبیس، گوێبیست، گوێپەل، نهین، نهێن بەر، هەواڵدز،
آنتن
واژگان مصوب فرهنگستان
[مهندسی مخابرات] Antenna
افزارهای برای دریافت یا ارسال امواج رادیویی ازطریق تبدیل نشانک/ سیگنال الکترومغناطیسی به الکتریکی و برعکس
افزارهای برای دریافت یا ارسال امواج رادیویی ازطریق تبدیل نشانک/ سیگنال الکترومغناطیسی به الکتریکی و برعکس
آنتن
واژگان مصوب فرهنگستان
[مهندسی مخابرات] Aerial
افزارهای برای دریافت یا ارسال امواج رادیویی ازطریق تبدیل نشانک/ سیگنال الکترومغناطیسی به الکتریکی و برعکس
افزارهای برای دریافت یا ارسال امواج رادیویی ازطریق تبدیل نشانک/ سیگنال الکترومغناطیسی به الکتریکی و برعکس
آنتن
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فرانسوی
آوایش:
/آنتن/
اسم:
آنتن
1. (برق): وسیلهای به شکل میله، صفحه فلزی، و مانند آنها برای پخش یا دریافت (امواج رادیویی) یا تلویزیونی.
2. دستکاهی برای پخش یا دریافت امواج (الکترومغناطیسی).
3. (گفتگو): جاسوس، خبرچین.
4. :آنتن کلاس دارد میآید، مواظب باش جلوش حرف نزنی. واژههای مشتق شده: (آنتن بشقابی)، (آنتن شلاقی)، (آنتن شیشهای)، (آنتن مرکزی)، (آنتن تصویر الکتریکی)، (آنتن ریزموج)، (آنتن ناوشی)، (آنتنپوش 1)، (آنتنپوش 2)، (آنتن روی تور)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت مغین
(En:aerial)
فرانسوی
آوایش:
/آنتن/
اسم:
آنتن
1. (برق): وسیلهای به شکل میله، صفحه فلزی، و مانند آنها برای پخش یا دریافت (امواج رادیویی) یا تلویزیونی.
2. دستکاهی برای پخش یا دریافت امواج (الکترومغناطیسی).
3. (گفتگو): جاسوس، خبرچین.
4. :آنتن کلاس دارد میآید، مواظب باش جلوش حرف نزنی. واژههای مشتق شده: (آنتن بشقابی)، (آنتن شلاقی)، (آنتن شیشهای)، (آنتن مرکزی)، (آنتن تصویر الکتریکی)، (آنتن ریزموج)، (آنتن ناوشی)، (آنتنپوش 1)، (آنتنپوش 2)، (آنتن روی تور)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت مغین
(En:aerial)
آنتن
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
آنتن یک افزارهٔ مخابراتی است، که کار آن تبدیل سیگنال الکتریکی به امواج الکترومغناطیسی (در حالت فرستندگی)، و تبدیل امواج الکترومغناطیسی به سیگنال الکتریکی (در حالت گیرندگی) است. آنتنها ساختارهای متنوعی دارند که با توجه به کاربرد، تعیین میشوند. یکی از سادهترین ساختارهای ممکن برای یک آنتن، آنتنهای سیمی است. هر آنتن، در یک بسامد مشخص به تشدید درمیآید و ولتاژ بیشینه (در حالت گیرندگی) تولید میکند. اگر طول آنتن متناسب با طولموج دریافتی باشد، موج کاملاً در آنتن جای میگیرد و به اصطلاح میگویند «آنتن تشدید شدهاست.» یا «آنتن به تشدید درآمدهاست». یعنی آنتن، با موج دریافتشده هماهنگ شدهاست و در این حالت ولتاژی که در آنتن تولید شده، بیشینه است. البته لازم نیست که طول آنتن حتماً با طولموج دریافتشده برابر باشد؛ زیرا میتوان القاگری را همراه یک یا دو خازن به آنتن افزود تا حالت تشدید را در آنتن پدید آورند.