آناتومی
معنی
(تُ) [ لا. ] کالبدشناسی، بررسی عملی و تجربی شکل و ساختار میکروسکوپی بخشهای گوناگون بدن، تشریح. (فره).
برابر فارسی
- آناتومی
جست و جوی دقیق
آناتومی
فرهنگ معین
(تُ) [ لا. ] کالبدشناسی، بررسی عملی و تجربی شکل و ساختار میکروسکوپی بخشهای گوناگون بدن، تشریح. (فره).
آناتومی
فرهنگ سره
تنشناسی؛ کالبدشناسی
آناتومی
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آناتومی
(فر/ا)توێکارزانی، توێکاری، شیکاری، لەشناسی،
(فر/ا)توێکارزانی، توێکاری، شیکاری، لەشناسی،
آناتومی
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فرانسوی
آوایش:
/آناتُمی/
اسم مرکب:
آناتومی
1. (پزشکی): بررسی عملی و تجربی شکل و ساختار میکروسکوپی بخشهای گوناگون بدن. (تشریح). (کالبد شناسی).
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
فرانسوی
آوایش:
/آناتُمی/
اسم مرکب:
آناتومی
1. (پزشکی): بررسی عملی و تجربی شکل و ساختار میکروسکوپی بخشهای گوناگون بدن. (تشریح). (کالبد شناسی).
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین