(ص مرکب) آمیزنده. خواهان معاشرت. بسیار معاشرت کننده با مردمان. خالط. خلط. لابک. مخالط :

فرهنگ معین

آمیزگار

(اِ.) معاشر.

آمیزشکار، آمیزنده، خوش‌سلوک، خوش‌معاشرت، معاشر، معاشرتی ≠ مردم‌گریز

واژه های نزدیک