[تَ] (مص) درهم کردن. مزج. خلط. خُلط. (دهار). مخلوط کردن. تخلیط. سوط. مذق. تألیف. ممزوج کردن. تقشیب. شوب. آمودن. ترکیب. مرکب کردن. (زوزنی). تهویش. تشریج. بَکْل. (تاج المصادر بیهقی). مشج. اِشراب. حیس. مخلوط شدن. درهم شدن. ممزوج گشتن. مرکب شدن. شیاب. خَشب. اختلاط. امتزاج. تأشب :
(تَ) [ په. ] (مص م.) ۱- درهم کردن یا شدن، مخلوط کردن یا شدن.۲ - معاشرت. ۳- همخوابگی. ۴- جفت گیری.
آغشتن، امتزاج، مخلوطکردن، مزج اختلاط، موانست، معاشرت