(اِ) مخفف پیرامون.

(ص) پُر. لب ریز. لبالب. مملو. (برهان).

(اِخ) جیحون. آمل. آمو. آموی :

(اِخ) نام خدای مصریان قدیم، و کلمهء آمین عربی را (که امروز به معنی برآور، روا فرما، استجابت کن است) حدس میزنند که همین آمون باشد. || نام چهاردهمین پادشاه یهودا، پسر مِنسه که در 22 سالگی بسال 642 ق. م. بسلطنت رسید. || نام یکی از شهرهای قدیم بمصر علیا.

(ص.) پر، مملو، لبالب.

واژه های نزدیک