[دَ] (مص) آمیختن. درهم کردن. آمیخته شدن :
(دَ) (مص م.) ۱- ساختن، آراستن. ۲- جادادن گوهر در انگشتر. ۳- به نخ کشیدن گوهرها و مهرهها. ۴- زینت دادن. ۵- آماده.