[تَ / تِ] (ن مف / نف) آمُخته. یادگرفته. متعلِّم. || فرهخته. مؤدَّب. || مدرَّب. دست آموز. رام شده. مأنوس. مربّی. خوگر. خوگرفته. معتاد :

(تِ) (ص مف.)۱ - یاد گرفته، تعلیم گرفته. ۲- مؤدب، فرهیخته. ۳- عادت کرده. ۴- دست آموز. ۵- مطیع.

واژه های نزدیک