آموت
معنی
(اِ.) آشیان، آشیانه. لانه پرندگان شکاری.
هممعنا / پادمعنا
- آشیان، لانه
جست و جوی دقیق
آموت
فرهنگ معین
(اِ.) آشیان، آشیانه. لانه پرندگان شکاری.
آموت
فرهنگ دهخدا
(اِ) آشیان مرغان شکاری مانند باز و عقاب و شاهین. آشیانه :
بر قلهء قاف بخت و اقبال
آموت عقاب دولت تست.منجیک.
و الموت، مرکب از آلُهْ به معنی عقاب و موت مخفف آموت به معنی آشیان است.
بر قلهء قاف بخت و اقبال
آموت عقاب دولت تست.منجیک.
و الموت، مرکب از آلُهْ به معنی عقاب و موت مخفف آموت به معنی آشیان است.
آموت
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آموت
(ا)هێلانە، هێلانەی باڵندەیڕاوکەر، هێلین، هێلینا فڕندێن نێچیرێ وەکی (بازی، ئەلەوو، شاهین...)،
(ا)هێلانە، هێلانەی باڵندەیڕاوکەر، هێلین، هێلینا فڕندێن نێچیرێ وەکی (بازی، ئەلەوو، شاهین...)،
آموت
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
زبان ایرانی
آوایش:
/آموت/
اسم:
آموت
1. (قدیم): آشیان، آشیانه پرندگان شکاری.
2. :بر قلّه (قاف) بخت و اقبال/ آموت عقاب دولت توست. «(منجیک)»
3. آموت ممکن است با (الموت) که به (قلعهالموت) شهره است، هر دو کنایه از مکانی سخت و صعبالعبور باشد.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین/ فرهنگ شمس
زبان ایرانی
آوایش:
/آموت/
اسم:
آموت
1. (قدیم): آشیان، آشیانه پرندگان شکاری.
2. :بر قلّه (قاف) بخت و اقبال/ آموت عقاب دولت توست. «(منجیک)»
3. آموت ممکن است با (الموت) که به (قلعهالموت) شهره است، هر دو کنایه از مکانی سخت و صعبالعبور باشد.
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین/ فرهنگ شمس
آموت
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
آموت، آمیت، آهمایت یا آممت دیوی ماده در مصر باستان بود که بدنش نیمی شیر و نیمی اسب آبی بود و سر تمساح داشت. نام او بهمعنای روحخوار بود و این موجود به «قلبخوار» و «عظیم مرگ» نیز شهرت داشت. آموت در جهان مردگان میزیست و در پای ترازوی عدالتی که در تالار دو حقیقت در سرای اوزیریس قرار داشت مینشست. هنگامی که فردی میمرد، آنوبیس او را به آن مکان میبرد. درآنجا فرد مرده مورد آزمون قرار میگرفت تا معلوم شود میتواند به جهان پس از مرگ وارد شود یا خیر. مهمترین این آزمونها «مراسم توزین قلب» بود که در طی آن، قلب فرد مرده را بر روی یک کفهٔ ترازو و در کفهٔ دیگر آن پَر حقیقت را قرار میدادند. این پر متعلق به سربند ماعت، الههٔ حقیقت بود و قلب نیز بنا بر باور مصریان باستان، جایگاه روح بهشمار میرفت. اگر فرد مرده زندگیای نیک را گذرانده بود قلبش در تعادل با پر میایستاد و او اجازهٔ ورود به دنیای پس از مرگ را مییافت اما اگر کفهٔ ترازو پایینتر از کفهٔ پر حقیقت میایستاد نشانهٔ ناپاکی و گناهآلود بودن قلب آن شخص بود. در این زمان آموت که در پای ترازو نشسته بود قلب فرد بدکار را میبلعید و آن شخص دیگر هرگز نمیتوانست وارد دنیای پس از مرگ شود.