آمدنیامد
معنی
[مَ نَ مَ] (اِمص مرکب) آمد و نیامد.
- آمدنیامد داشتن؛ آمد و نیامد داشتن. محتمل خجستگی و یمن و شومی و بداُغری بودن. و رجوع به آمد و نیامد داشتن شود.
- آمدنیامد داشتن؛ آمد و نیامد داشتن. محتمل خجستگی و یمن و شومی و بداُغری بودن. و رجوع به آمد و نیامد داشتن شود.
جست و جوی دقیق
آمدنیامد
فرهنگ دهخدا
[مَ نَ مَ] (اِمص مرکب) آمد و نیامد.
- آمدنیامد داشتن؛ آمد و نیامد داشتن. محتمل خجستگی و یمن و شومی و بداُغری بودن. و رجوع به آمد و نیامد داشتن شود.
- آمدنیامد داشتن؛ آمد و نیامد داشتن. محتمل خجستگی و یمن و شومی و بداُغری بودن. و رجوع به آمد و نیامد داشتن شود.
آمدنیامد
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آمدنیامد
(مصخم)پیرۆزبوونیا نهبوون، سەرکەوتنو ژێرکەوتن، قازانجو زەرەر، مانونەمان، هاتونەهات، هاتیونەهاتی،
(مصخم)پیرۆزبوونیا نهبوون، سەرکەوتنو ژێرکەوتن، قازانجو زەرەر، مانونەمان، هاتونەهات، هاتیونەهاتی،