آمدنی
معنی
[مَ دَ] (ص لیاقت) آنکه آمدن او ضروری است. آنکه خود آید :
آنکس که بود آمدنی آمده بهتر
آنکس که بود رفتنی، او رفته شده به.
منوچهری.
عشق آمدنی بود نه آموختنی.
آنکس که بود آمدنی آمده بهتر
آنکس که بود رفتنی، او رفته شده به.
منوچهری.
عشق آمدنی بود نه آموختنی.
جست و جوی دقیق
آمدنی
فرهنگ دهخدا
[مَ دَ] (ص لیاقت) آنکه آمدن او ضروری است. آنکه خود آید :
آنکس که بود آمدنی آمده بهتر
آنکس که بود رفتنی، او رفته شده به.
منوچهری.
عشق آمدنی بود نه آموختنی.
آنکس که بود آمدنی آمده بهتر
آنکس که بود رفتنی، او رفته شده به.
منوچهری.
عشق آمدنی بود نه آموختنی.
آمدنی
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آمدنی
(ص)ئەوەی بۆخۆیدێ، ئەوەیپێویستهبێ، ئەوەی سەربەخۆدێ، ئیهاتنێ، بۆهاتنێبوو، خەریکیهاتن، شیاویهاتن،
(ص)ئەوەی بۆخۆیدێ، ئەوەیپێویستهبێ، ئەوەی سەربەخۆدێ، ئیهاتنێ، بۆهاتنێبوو، خەریکیهاتن، شیاویهاتن،
آمدنی
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آمدَنی/
صفت:
آمدنی
1. شایسته و مناسبِ آمدن.
2. آنکه قصد (آمدن) دارد یا احتمال آمدنش میرود.
3. (قدیم): آنچه خواهد آمد، آنچه حادث خواهد شد.
فرهنگ بزرگ سخن
(En:coming)
فارسی
آوایش:
/آمدَنی/
صفت:
آمدنی
1. شایسته و مناسبِ آمدن.
2. آنکه قصد (آمدن) دارد یا احتمال آمدنش میرود.
3. (قدیم): آنچه خواهد آمد، آنچه حادث خواهد شد.
فرهنگ بزرگ سخن
(En:coming)