آمارگیر
معنی
(نف مرکب) آماره گیر. آمارگیره. محاسب.
جست و جوی دقیق
آمارگیر
فرهنگ دهخدا
(نف مرکب) آماره گیر. آمارگیره. محاسب.
آمارگیر
واژهنامه هژار (فارسی به کردی)
سهرژمار,سهرژمێر,ناونووس
آمارگیر
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آمار/گیر/
صفت:
آمارگیر
1. آنکه کارش جمعآوری (آمار) است. واژههای مشتق شده: (آمارگیری)
فرهنگ بزرگ سخن
(En:actuary)
فارسی
آوایش:
/آمار/گیر/
صفت:
آمارگیر
1. آنکه کارش جمعآوری (آمار) است. واژههای مشتق شده: (آمارگیری)
فرهنگ بزرگ سخن
(En:actuary)