آمار
معنی
[ په. ] (اِ.)۱ - حساب، شمار.
۲- واژهای است فارسی، برابر استاتیستیک یا احصائیه، علمی که موضوع آن طبقه بندی علمی وقایع اجتماعی است، و قاعده آن محاسبه و نشان دادن نتیجه به صورت ارقام و اعداد است مثل شماره جمعیت یک ده، میزان محصولات صنعتی یا کشاورزی.
هممعنا / پادمعنا
- احصا، احصائیه، حساب، شمار
- استقصا، پیجویی، تتبع
جست و جوی دقیق
آمار
فرهنگ معین
[ په. ] (اِ.)۱ - حساب، شمار.
۲- واژهای است فارسی، برابر استاتیستیک یا احصائیه، علمی که موضوع آن طبقه بندی علمی وقایع اجتماعی است، و قاعده آن محاسبه و نشان دادن نتیجه به صورت ارقام و اعداد است مثل شماره جمعیت یک ده، میزان محصولات صنعتی یا کشاورزی.
۲- واژهای است فارسی، برابر استاتیستیک یا احصائیه، علمی که موضوع آن طبقه بندی علمی وقایع اجتماعی است، و قاعده آن محاسبه و نشان دادن نتیجه به صورت ارقام و اعداد است مثل شماره جمعیت یک ده، میزان محصولات صنعتی یا کشاورزی.
آمار
فرهنگ دهخدا
(اِ) (از پهلوی به معنی شمار) آماره. آوار. آواره. اَواره. اَوارِجه. حساب :
آنگهی گنجور مشک آمار کرد
تا مر او را زآن نهان بیدار کرد.رودکی.(1)
(1) - این بیت بوزن کلیله و دمنه است و مورد آن را نیافتم. در فرهنگها بجای مشک آمار، خشکامار هم آمده است و «تا مر او را زآن» را، «مرد را از آن» نیز نوشته اند و آن را گاه برای آمار و گاهی برای خشکامار شاهد آورده اند. و اعجب اینکه بعضی بکلمهء آمار و نیز خشکامار با شاهد آوردن همین بیت معنی استسقا، مرض معلوم نیز داده اند. البته بیت رودکی روشن نیست و تا مقدم و مؤخر آن به دست نیاید مصحف بودن آن هم بعید نمی نماید لکن بی شبهه کلمهء استسقا، اص استیفا یا استقصا و چیزی مانند این دو بوده است در ترجمهء کلمهء آمار و بتصحیف خواندن آن معنی استسقا را ایجاد کرده است، تا آنجا که صاحب معیار جمالی از خود نیز بیتی ساخته و در فرهنگ خویش بتأیید این دعوی مثال آورده است:
حسود جاه تو بی آب در تموز فتن
مباد جز به بیابان فتادهء آمار!!
و معنی محاسبه و نویسندگی و تتبع و استفسار و فحص و نهایت طلب و دفتر و دیوان نیز باین کلمه داده اند.
آنگهی گنجور مشک آمار کرد
تا مر او را زآن نهان بیدار کرد.رودکی.(1)
(1) - این بیت بوزن کلیله و دمنه است و مورد آن را نیافتم. در فرهنگها بجای مشک آمار، خشکامار هم آمده است و «تا مر او را زآن» را، «مرد را از آن» نیز نوشته اند و آن را گاه برای آمار و گاهی برای خشکامار شاهد آورده اند. و اعجب اینکه بعضی بکلمهء آمار و نیز خشکامار با شاهد آوردن همین بیت معنی استسقا، مرض معلوم نیز داده اند. البته بیت رودکی روشن نیست و تا مقدم و مؤخر آن به دست نیاید مصحف بودن آن هم بعید نمی نماید لکن بی شبهه کلمهء استسقا، اص استیفا یا استقصا و چیزی مانند این دو بوده است در ترجمهء کلمهء آمار و بتصحیف خواندن آن معنی استسقا را ایجاد کرده است، تا آنجا که صاحب معیار جمالی از خود نیز بیتی ساخته و در فرهنگ خویش بتأیید این دعوی مثال آورده است:
حسود جاه تو بی آب در تموز فتن
مباد جز به بیابان فتادهء آمار!!
و معنی محاسبه و نویسندگی و تتبع و استفسار و فحص و نهایت طلب و دفتر و دیوان نیز باین کلمه داده اند.
آمار
فرهنگ دهخدا
(اِ) احصائیّه. (فرهنگستان).
آمار
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آمار
(ا)
ئامار، ئەژمار، حیساب، ژمار، ژمارە، سەرئەژمێری، سەرژمار، سەرژماری، سەرژمێر، سەرژمێری، سەرنڤیسی، هەژمار، هەڵژمار، هەڵژماری،
زانستی(کۆکردنەوە، دەرهێنان، لێکدانەوەو ڕاگەیاندن)ی زانیاریی ژمارەیی لەمەڕ کۆمەڵێک یا پۆلێک لەکۆمەڵانەوە،
(ا)
ئامار، ئەژمار، حیساب، ژمار، ژمارە، سەرئەژمێری، سەرژمار، سەرژماری، سەرژمێر، سەرژمێری، سەرنڤیسی، هەژمار، هەڵژمار، هەڵژماری،
زانستی(کۆکردنەوە، دەرهێنان، لێکدانەوەو ڕاگەیاندن)ی زانیاریی ژمارەیی لەمەڕ کۆمەڵێک یا پۆلێک لەکۆمەڵانەوە،
آمار
واژهنامه هژار (فارسی به کردی)
سهرژمار,سهرژمێر
آمار
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
پهلوی
آوایش:
/آمار/
اسم:
آمار
1. (ریاضی): حقایق یا دادههایی به صورت عددی با دستهبندی خاص به گونهای که اطلاعاتِ با ارزشی بدست میدهند. حساب، شمار.
2. (ریاضی): شاخهای از (ریاضیات) که به جمعآوری و تحلیل اطلاعاتِ عددی میپردازد.
3. واژهای است فارسی، برابر (استاتیستیک) یا (احصائیه)، علمی که موضوع آن طبقهبندی علمی وقایع اجتماعی است، و قاعده آن محاسبه و نشان دادن نتیجه به صورت ارقام و اعداد است مثل شماره جمعیت یک دِه، میزان محصولات صنعتی یا کشاورزی.
4. (منسوخ) (اداری): (ثبتاحوال).
5. (قدیم): (آماردن).
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
پهلوی
آوایش:
/آمار/
اسم:
آمار
1. (ریاضی): حقایق یا دادههایی به صورت عددی با دستهبندی خاص به گونهای که اطلاعاتِ با ارزشی بدست میدهند. حساب، شمار.
2. (ریاضی): شاخهای از (ریاضیات) که به جمعآوری و تحلیل اطلاعاتِ عددی میپردازد.
3. واژهای است فارسی، برابر (استاتیستیک) یا (احصائیه)، علمی که موضوع آن طبقهبندی علمی وقایع اجتماعی است، و قاعده آن محاسبه و نشان دادن نتیجه به صورت ارقام و اعداد است مثل شماره جمعیت یک دِه، میزان محصولات صنعتی یا کشاورزی.
4. (منسوخ) (اداری): (ثبتاحوال).
5. (قدیم): (آماردن).
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
آمار
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
آمار شاخهای از ریاضیات است که به گردآوری، تحلیل، و ارائه دادهها میپردازد. آمار را باید علم استخراج و توسعهٔ دانشهای تجربی و انسانی با استفاده از روشهای گردآوری و تحلیل دادههای تجربی (حاصل از اندازهگیری و آزمایش) دانست. روشهای محاسباتی جدیدتر توسط رایانه همچون یادگیری ماشینی، نرمافزارهای آماری و کاوشهای ماشینی در دادهها، در واقع، امتداد و گسترش دانش آمار به عهد محاسبات نو و دوران اعمال شیوههای ماشینی بوده و امروزه علم آمار را به علم بیان علوم دیگر مبدل ساختهاست. در صورتی که شاخهای علمی مد نظر نباشد، معنای آن، دادههایی بهشکل ارقام و اعداد واقعی یا تقریبی است که با استفاده از علم آمار میتوان با آنها رفتار کرد و عملیات ذکر شده در بالا را بر آنها انجام داد. بیشتر مردم با کلمه آمار به مفهومی که برای ثبت و نمایش اطلاعات عددی به کار میرود آشنا هستند؛ ولی این مفهوم منطبق با موضوع اصلی مورد بحث آمار نیست. آمار عمدتاً با وضعیتهایی سر و کار دارد که در آنها وقوع یک پیشامد بهطور حتمی قابل پیشبینی نیست. اسنتاجهای آماری غالباً غیر حتمی اند، زیرا مبتنی بر اطلاعات ناکاملی هستند. در طول چندین دهه آمار فقط با بیان اطلاعات و مقادیر عددی دربارهٔ اقتصاد و جمعیتشناسی در یک کشور سر و کار داشت. حتی امروز بسیاری از نشریات و گزارشهای دولتی که تودهای از آمار و ارقام را دربردارند معنی اولیه کلمه آمار را در ذهن زنده میکنند. اکثر افراد معمولی هنوز این تصویر غلط را دربارهٔ آمار دارند که آن را منحصر به ستونهای عددی سرگیجهآور و اشکال مبهوتکننده میدانند؛ بنابراین، یادآوری این نکته ضروری است که نظریه و روشهای جدید آماری از حد ساختن جدولهای اعداد و نمودارها بسیار فراتر رفتهاند. آمار به عنوان یک موضوع علمی، امروزه شامل مفاهیم و روشهایی است که در تمام پژوهشهایی که مستلزم جمعآوری دادهها به وسیله یک فرایند آزمایش و مشاهده و انجام استنباط و نتیجهگیری به وسیله تجزیه و تحلیل این دادهها هستند اهمیت بسیار دارند.