[دَ / دِ] (حامص) ساختگی. تهیه. بسیج. ساز. استعداد. تَهَیُّأ. أهبه. ساخت و ساز. عتاد. اباب. آراستگی. جهاز. عُدّه. (دهّار).

(دِ) ۱- (حامص.) آماده بودن. ۲- (اِ.) تهیه، بسیج، استعداد.

بسیج، تدارک، تمهید، تهیه استعداد، توان، توانمندی، قابلیت