آلوبخارا
معنی
[بُ] (اِ مرکب) آلوبخارایی. قسمی آلو برنگ سرخ و بطعم ترش یا میخوش که پوست آن را کَنند و در خیک یا ظروف دیگر کنند و بشهرها برند. اجاص. آلو خراسانی. برقوق.
جست و جوی دقیق
آلوبخارا
فرهنگ دهخدا
[بُ] (اِ مرکب) آلوبخارایی. قسمی آلو برنگ سرخ و بطعم ترش یا میخوش که پوست آن را کَنند و در خیک یا ظروف دیگر کنند و بشهرها برند. اجاص. آلو خراسانی. برقوق.
آلوبخارا
واژهنامه هژار (فارسی به کردی)
ئاڵوبخارا,حولی,فشنه,قاترداشاغی,ههڵووچکه,هیرو