آلتون
معنی
[ تر - مغ. ] (اِ.) = التون: زر، طلا، نامی از نامهای زنان و کنیزکان ترک.
برابر فارسی
- آلتون
جست و جوی دقیق
آلتون
فرهنگ معین
[ تر - مغ. ] (اِ.) = التون: زر، طلا، نامی از نامهای زنان و کنیزکان ترک.
آلتون
فرهنگ سره
زر؛ زر سرخ؛ کنیزک
آلتون
فرهنگ دهخدا
(ترکی، اِ) زر. ذَهَب :
تو همی سوز این ضعیفان را که هین جامه بکش
تو همی زن این یتیمان را که هان آلتون بیار.
کمال اسماعیل.
|| نامی از نامهای اماء و کنیزکان ترک :
طاس و مندیل و گِل از آلتون بگیر
تا بگرمابه رویم ای ناگزیر.مولوی.
تو همی سوز این ضعیفان را که هین جامه بکش
تو همی زن این یتیمان را که هان آلتون بیار.
کمال اسماعیل.
|| نامی از نامهای اماء و کنیزکان ترک :
طاس و مندیل و گِل از آلتون بگیر
تا بگرمابه رویم ای ناگزیر.مولوی.
آلتون
واژهنامه کاوه (فارسی به کردی)
آلتون
(ترمغ/ا)ئاڵتوون، تەڵا، زێڕ،
(ترمغ/ا)ئاڵتوون، تەڵا، زێڕ،
آلتون
واژهنامه آذری به فارسی
طلا
آلتون
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
ترکی/ مغولی
آوایش:
/آل/تون/
اسم:
آلتون
1. (قدیم): (طلا)، (زر). نامی از نامهای زنان و کنیزکان ترک. (التون).
2. :آلتون ممکن است در (زبان معیار باستان) به دو قسمت (آل) - (تون) قابل تجزیه باشد؛ که مفهوم کلی از آن ایل مؤنث (ملوط) بوده است، نیز (خاتون). واژههای مشتق شده: (آلتمغا)، (آلتونتمغا)، (آلتونطمغا)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین/ فرهنگ شمس
ترکی/ مغولی
آوایش:
/آل/تون/
اسم:
آلتون
1. (قدیم): (طلا)، (زر). نامی از نامهای زنان و کنیزکان ترک. (التون).
2. :آلتون ممکن است در (زبان معیار باستان) به دو قسمت (آل) - (تون) قابل تجزیه باشد؛ که مفهوم کلی از آن ایل مؤنث (ملوط) بوده است، نیز (خاتون). واژههای مشتق شده: (آلتمغا)، (آلتونتمغا)، (آلتونطمغا)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین/ فرهنگ شمس