آفتاب گز کردن
معنی
(گَ. کَ دَ) (مص ل.) کنایه از: بیکاری و ولگردی.
جست و جوی دقیق
آفتاب گز کردن
فرهنگ معین
(گَ. کَ دَ) (مص ل.) کنایه از: بیکاری و ولگردی.
آفتاب گز کردن
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آفتاب/گَز/کردَن/
اسم مرکب:
آفتابگزکردن
1. (گفتگو): بیکار بودن و شغل نداشتن. بیکاری، ولگردی. (آفتابچریدن). مترادفها: (آفتاب)، (آفتاب دادن)، (آفتاب پریدن)، (آفتاب گرفتن)، (آفتاب خوردن)، (آفتاب چریدن)، (آفتاب سا)، (آفتاب شدن)، (آفتاب بالانس)، (آفتاب پرست)، (آفتاب به آفتاب)، (آفتاب پهن شدن)، (آفتاب بالا آمدن)، (آفتاب لب بام)، (آفتاب اندا)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
فارسی
آوایش:
/آفتاب/گَز/کردَن/
اسم مرکب:
آفتابگزکردن
1. (گفتگو): بیکار بودن و شغل نداشتن. بیکاری، ولگردی. (آفتابچریدن). مترادفها: (آفتاب)، (آفتاب دادن)، (آفتاب پریدن)، (آفتاب گرفتن)، (آفتاب خوردن)، (آفتاب چریدن)، (آفتاب سا)، (آفتاب شدن)، (آفتاب بالانس)، (آفتاب پرست)، (آفتاب به آفتاب)، (آفتاب پهن شدن)، (آفتاب بالا آمدن)، (آفتاب لب بام)، (آفتاب اندا)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین