آفتاب تنک
معنی
(تُ نُ) (اِمر.) هنگام طلوع آفتاب.
جست و جوی دقیق
آفتاب تنک
فرهنگ معین
(تُ نُ) (اِمر.) هنگام طلوع آفتاب.
آفتاب تنک
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آفتاب/تُنُک/
قید:
آفتابتنک
1. (گفتگو): زمان طلوع خورشید. هنگام طلوع آفتاب.
2. :آفتاب تنک همه زدیم به صحرا. مترادفها: (آفتاب)، (آفتاب دادن)، (آفتاب پریدن)، (آفتاب گرفتن)، (آفتاب خوردن)، (آفتاب چریدن)، (آفتاب سا)، (آفتاب شدن)، (آفتاب بالانس)، (آفتاب پرست)، (آفتاب به آفتاب)، (آفتاب پهن شدن)، (آفتاب بالا آمدن)، (آفتاب لب بام)، (آفتاب اندا)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
فارسی
آوایش:
/آفتاب/تُنُک/
قید:
آفتابتنک
1. (گفتگو): زمان طلوع خورشید. هنگام طلوع آفتاب.
2. :آفتاب تنک همه زدیم به صحرا. مترادفها: (آفتاب)، (آفتاب دادن)، (آفتاب پریدن)، (آفتاب گرفتن)، (آفتاب خوردن)، (آفتاب چریدن)، (آفتاب سا)، (آفتاب شدن)، (آفتاب بالانس)، (آفتاب پرست)، (آفتاب به آفتاب)، (آفتاب پهن شدن)، (آفتاب بالا آمدن)، (آفتاب لب بام)، (آفتاب اندا)
فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین