آغلیس
معنی
(از یونانی، اِ)(1) (بمعنی طاهر) فنجنکشت. (مخزن الادویه). پنج انگشت. فنطافلون. ذو خمسه اوراق. ذو خمسه اصابع. دل آشوب. سگسنبویه. فقد. فقده. سیسبان. اثلق. بنطافلن. بنطاباطیس. بنطاطومن. بنطادقطولن. آغنس.
(1) - این کلمه مصحف Agnusدر کلمهء Vitex agnusاست.
(1) - این کلمه مصحف Agnusدر کلمهء Vitex agnusاست.
جست و جوی دقیق
آغلیس
فرهنگ دهخدا
(از یونانی، اِ)(1) (بمعنی طاهر) فنجنکشت. (مخزن الادویه). پنج انگشت. فنطافلون. ذو خمسه اوراق. ذو خمسه اصابع. دل آشوب. سگسنبویه. فقد. فقده. سیسبان. اثلق. بنطافلن. بنطاباطیس. بنطاطومن. بنطادقطولن. آغنس.
(1) - این کلمه مصحف Agnusدر کلمهء Vitex agnusاست.
(1) - این کلمه مصحف Agnusدر کلمهء Vitex agnusاست.