آغازیان
معنی
(اِ مرکب)(1) پرتیست. (فرهنگستان).
.
(فرانسوی)
(1) - Protistes
.
(فرانسوی)
(1) - Protistes
جست و جوی دقیق
آغازیان
فرهنگ دهخدا
(اِ مرکب)(1) پرتیست. (فرهنگستان).
.
(فرانسوی)
(1) - Protistes
.
(فرانسوی)
(1) - Protistes
آغازیان
واژگان مصوب فرهنگستان
[زیستشناسی-میکربشناسی] protista
سلسلهای از اندامگانهای هوهستهای ساده که گیاه و حیوان و قارچ را شامل نمیشود
سلسلهای از اندامگانهای هوهستهای ساده که گیاه و حیوان و قارچ را شامل نمیشود
آغازیان
واژهنامه آزاد ویکی پدیا
ریشه لغت:
فارسی
آوایش:
/آغازیان/
اسم مرکب:
آغازیان
1. (جانوری): موجودات زنده تک سلولی هستنداری که بعضی از خواص گیاهان و جانوران را دارند. مترادفها: (آغاز)، (آغاز شدن)، (آغاز کردن)، (آغاز نهادن)، (آغازگر)، (آغازگاه)، (آغازه)، (آغازی)، (آغازین)، (آغازیدن)
فرهنگ بزرگ سخن
(En:protista)
فارسی
آوایش:
/آغازیان/
اسم مرکب:
آغازیان
1. (جانوری): موجودات زنده تک سلولی هستنداری که بعضی از خواص گیاهان و جانوران را دارند. مترادفها: (آغاز)، (آغاز شدن)، (آغاز کردن)، (آغاز نهادن)، (آغازگر)، (آغازگاه)، (آغازه)، (آغازی)، (آغازین)، (آغازیدن)
فرهنگ بزرگ سخن
(En:protista)
آغازیان
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
آغازی یا آغازیان هر موجود یوکاریوتی است که جانور، گیاه یا قارچ نباشد. آغازیان یک گروه طبیعی یا خوشه (کلاد) را تشکیل نمیدهند، بلکه یک گروه مصنوعی از چندین خوشهٔ مستقلی هستند که از آخرین جد مشترک یوکاریوتی تکامل یافته اند. در همهٔ روشهای آرایهشناسی زیستشناسی، آغازیان دربرگیرنده تعداد زیادی از یوکاریوتهای میکروارگانیسم و همچنین پروکاریوتها بودند، بهویژه تکیاختههای جانوری و تکیاختههای گیاهی. آغازیان یک دستهبندی نافراگیر (پیراتبار) هستند یعنی یک خوشه (کلاد) تشکیل نمیدهد.